عبدالله مستوفى
473
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
منافع خصوصى خيلىها را بخطر مىانداخت و مخصوصا جلو بىلجامى وزراء را در دوستى و دشمنىها خصوصى ميگرفت با وجود بيانات آرميتاژ آاسميت در خوبى و لزوم آن باز هم اين قانون هواخواه زياد بخصوص از صنف وزراء نداشت . من با آقاى محمد مظاهر و چند نفر از رفقاى ماليهاى كه از همه بيشتر از اين بىلجامى وزراء رنج برده بوديم بدور هم جمع شده و در اين زمينه طرحهائى ريختيم . آقاى محمد مظاهر ترجمهء قانون يكى از دول اروپا را به عهده گرفت . ترجمهء ايشان را خوانديم و با مناسبات كشور خود زياد و كمهائى در آن قائل شده و آن را مانند مرامنامهء قانونى بچاپ رسانده بامضاى خود براى وكلا و وزراء و اشخاص متعين كشور فرستاديم . آقاى خليل فهيمى كه در اين دوره هم از نمايندگان بود در مجلس دنبال آن را گرفت و معلوم شد كه ايشان هم بر اثر همان مذاكرات سابقهء من مطالعاتى و ترجمههائى از اين قانون دارند ايشان هم طرح خود را عليحده بمجلس دادند و با اين مقدمات بود كه قانون استخدام كشورى ، در 1301 از مجلس گذشت و بدست دكتر ميليسپو رئيس كل ماليه باجرا رسيد . ما در لايحهء خود براى اعضاء حاضر هم شرايطى و امتحاناتى قائل شده بوديم كه همگى اعضاى وزارتخانهها را يكسان كند و از هر حيث قانون كاملى باشد . مدت توقف در هر رتبه را هم به خيال جلوگيرى از هجوم اشخاص بادارات دولتى سه سال معين كرده بوديم . در مجلس پسوپيشهائى از اين حيثها به عمل آمد و قانون به شكل فعلى گذشت . ولى شيعههاى على ولى اللّه كه در آن دوره عادت بدرس خواندن نكرده و حقا هم بايد گفت مدارسى هم براى اين كار داير نبود به اين قانون پابند نكردند . وزراء هم كه دستشان از حيث منع و اعطا بسته شده بود مزيد بر علت گشته و باغچههائى از قبيل كنتراتى و فنى و دون اشل در اين قانون رفتند « 1 » و باز هم مقصود اصلى را كه رسيدن كار بكاردان و جلوگيرى از هجوم افراد بادارات باشد از بين بردند و بقدرى استثناء از قاعدهء كلى و همكار بد براى اشخاص صالح لايق زياد شد كه امروز با اينكه قانون استخدام كشورى به قوت قانونى خود باقى است وضع ادارات دولتى طورى است كه همه از آن ناراضى بوده و در تشكيلات وزارتخانها « امسيت كرد يا واصحبت عربيا » زياد و مدير كل كمسابقه و شايد ديمى هم فراوان داريم كه بدون هيچ تشريفات و توقف قانونى در رتبهها سه پله يكى بالا رفته و خود را ببالاترين مدارج استخدامى رساندهاند . حتى شنيدم با باغچهاى كه اخيرا توى حقوق استخدام رفته و آن را بالمره لابشرط كردهاند پيشخدمتهاى رتبهء نه هم پيدا كردهايم .
--> ( 1 ) - باغچه رفتن كنايه از كار بىنظم و رويه است كه در ضمن اعمال كار مطابق قاعده و قانون اجرا كنند . نظير توى خشتها دويدن . باغچه رفتن توى كلاه كنايه از فريب دادن و گول كردن يا كار ناروائى را باجبار بر كسى تحميل كردن است .